خرید بک لینک
بیایید حداقل با خودمان صادق باشیم !اینکه ما را پس میزنند و باز هم دوستشان داریم؛اینکه جوابِ پیاممان را یکی در میان میدهند و ما هر لحظهبه بهانه ی دلتنگی پیام میدهیم؛اینکه سرد بودنشان رابا گرمی جواب میدهیم؛اینکه خیلی وقت است که رفته اند و ما باز خودمان را به در و دیوار میزنیم که بمانند یعنی برایدوست داشته شدنمان "باج"

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

گفته بودند
که عاشق بشوی میمیری!
اولین
تجربه ام بود،
چه می دانستم ...!

فاطمهغیاثآبادی

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

کلافه بودم تنها چاره ام وجودش بودنمیخواستم مستقیم حرفی زده باشمشروع کردم به نطق فلسفی«اینکه توی اوج استرس و تشویش و نگرانی هاماز تو میخوام بغلم کنی دلیل دارم عزیزماون لحظه هورمون های آکسیتوسین به مغزم فرمان میدهکه برای بالا رفتنش نیاز به بغلت دارهاگر حجم این هورمون بالا نره استرس هام کم نمیشه»با دهانی باز، هاج و واج

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

یک قلپ چای خوردم و رسیدم به خط هشتم. نوشته بود " مرد ها تنوع طلبند. باید با تمایلاتِ ذاتی آنها کنار آمد." این باید گفتنش کمی به زنانگی ام برخورد. کتاب را بستم و فکر کردم به اینکه چرا هیچ کجای دنیا نمیگویند که زن ها تنوع طلبند. چرا همیشه زن ها سازگارند. راضی اند به آنچه یا آنکس که دارند. این خصلتشان هم وظیفهیشان ش

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

تُجّارکوفه فکر اَدای نمازشکر

ازبس که کارشان سروسامان گرفته است

فهمیدم ازشلوغی بازارهای شهر

کارتمام نیزه فروشان گرفته است....

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

صدایم لهجه اش درد است حالم را نمی فهمی
نگاهم ساکت وسرد است حالم را نمی فهمی

منم آن دختر دلتنگ باتن پوشی از غم ها
و این ها دست یک مرد است حالم را نمی فهمی

شروین_دخت_سپهری

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

من به عالم و آدم حسودی میکنم!به اونی که زنگ میزنه بهت صداتو میشنوه وقتی میگی "نه خانوم اشتباه گرفتی"!به اونی حسودیم میشه که تو عابر بانک پشت سرِت وایساده هی غُر میزنه "آقا زود باش عجله داریم"!به اون دختر بچهیِ فال فروشی که جز لبخندِت چیزی نصیبش نمیشه!به اون مردی که تو پیاده رو تنش میخوره به تنِت بدونِ هیچ حرفی برمی

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

رها شو مثل پروانه برایت بال خواهم شدتو گردن باش در سرما به دورت شال خواهم شد تو را می خواهم و جز تو ندارم هیچ کس در سرکنار من اگر باشی چه خوش اقبال خواهم شد بزن ساز و بکن شادی رها شو تا که آخر منبه دور پای تو زیباترین خلخال خواهم شد نبینم روزگارت را به غم آلوده باشد چونخدا داند که اینگونه پریشان حال خواهم شد اگر حتی

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

من زندگی کردن را یاد گرفته ام ... برای یک زندگیِ خوب ، نباید به هیچ چیز و هیچ کس وابسته شد ...وابستگی فقط درد دارد !آدمِ وابسته ، جایگاه و ارزش و شخصیتش یادش می رود ...آدمِ وابسته ، با دستانِ خودش تحقیر می شود ...وابسته که باشی ؛محدود می شوی ،از قطارِ موفقیت جا می مانی ...زندگی یعنی بپذیری بعضی ها شعار نمی دهند و وا

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

روان پریشــــم و آری تو "جانِ بر لبمی"
تخصصت شده غم پروری و در "تبمی"

روانشناسی دیوانهها کمی سخت است
تو نیم دیگر آن قرص خواب هر شبمی

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت: 23:14

صفحه بندی